موضوعات نمایشگاه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند
(به مناسبت هفته بسیج وایام محرم):
1 – خلقت آدم (ع)
2 – قیام امام حسین (ع) (سیدالشهدا)
3 – زهیر بن قین
4 – حربن یزید ریاحی
5 – وهب نصرانی
6 – شهید میرزا تقی خلن امیرکبیر
7 – شهید شیخ فضل اله نوری
8 – شهید رئیسعلی دلواری
9 – شهید میرزا کوچک خان جنگلی
10 – امام خمینی
11- امام خامنه ای
12 – آغاز جنگ تحمیلی ( سخنان شهید سید مرتضی آوینی )
13 – شهید شاهرخ ضرغام
14 – شهید ابراهیم هادی
15- ایران قطب قدرتمند جهان اسلام وصدور انقلاب
16- حماسه 9 دی ویاس وناامیدی منافقین ودشمنان داخلی وخارجی
17- بیداری اسلامی وتاثیر گرفتن انقلاب های منطقه از نهضت امام خمینی
18- تونس وبن علی
19 – مصر وحسنی مبارک
20 – لیبی وقذافی
21 – یمن و صالح
22 – بحرین و آل خلیفه
23 – عرستان وآل سعود
24 – سوریه وحزب بعث
25 - اردن و ملک عبداله
26 – آمریکا در آستانه فروپاشی
27 – رژیم صهیونیستی در سراشیبی نابودی
28 – پایان کار نظام سرمایه داری و گسترش جنبش وال استریت در جهان
29 – نفس های آخر روباه پیر انگلیس و کشورهای اروپایی ( ایتالیا ، یونان ، پرتغال و...)
30 – جهان در آستانه ظهور آخرین منجی
سید مرتضی آوینی :
اینان همان قومی هستند که درباره شان امام کاظم (ع) فرمودنده اند : مردی از قم قیام می کند ومردم را به سوی حق فرا می خواند.برگرد او قومی همچون پاره های آهن اجتماع می کنند .تند باد حوادث آنان را متزلزل نمی سازد .از جنگ خسته نمی شوند ونمی ترسند.برخداست که توکل می کنند وعاقبت از آن متقین است.آری آن مرد قیام کرده است وآن قوم دلاور نیز برگرد او اجتماع کرده اند وقیام هنوز ادامه دارد وعاقبت نیز ازآن متقین است .حزب الله هرچند وطن خویش را دوست می دارد اما ازتعلقات جغرافیایی آزاد است وبرای آب وخاک نیست که می جنگد .میهن او اسلام است وایران را از آن دوست می دارد که درخت ایمان او در خاک مبارکش ریشه گرفته است.ایران امروز مرکز آن نور مقدسی است که در ظلمات این عصر درخشیدن گرفته است وفردای تاریخ را تا عصر عدالت جهانی روشن خواهد ساخت.
اینان مجاهدانی هستند که خداوند ماموریت تغییر دادن انسان وجهان را بر گرده صبورآنان نهاده است ؛آنها حزب الله هستند همانان که قرنها کره زمین قدوم مبارکشان را انتظار می کشید که بیایند وگره از کار فرو بسته انسان بگشایند واکنون اینان آمده اند ونصرت خدارا نیز به همراه دارند.رمز پیروزی چیست؛دشمن رمز پیروزی مارا نمی داند واز همین است که هنوز شکست کامل خویش را باور ندارد ومی پندارد که توان ایستادن در برابر رزمندگان اسلام را داراست.حزب الله اهل اطاعت وولایت است وسر به فرمان اطیع الله واطیع الرسول واولی الامرمنکم سپرده است واگر کسی این چنین باشد دیگر شیطان را بر او تسلطی نیست ودر برابر همه قدرتهای استکبار بدون واهمه نه خواهد گفت .
این مساله بر همگان به اثبات رسیده که جمهوری اسلامی ایران در طول عمر با برکت خود با ندای عدالت در جامعه جهانی توانسته منافع استکبار و غرب را نه تنها در ایران بلکه در منطقه و جهان به شدت به چالش بکشد. امروزه جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرتی تاثیرگذار در جهان نقش اساسی در معادلات جهانی ایفا می کند که این مساله خوسایند بسیاری از دول استکباری نیست و لذا در تلاشند به هر نحو ممکن و با استفاده از ابزارها و منفذهای مختلف در اقتدار و استحکام جمهوری اسلامی ایران خلل وارد کنند. این قبیل رفتارها از از اوایل انقلاب با حمایت از گروهک ها، ترورها و راه انداختن جنگ تحمیلی علیه ایران، تحریم های اقتصادی و امروز در مساله هسته یی به خوبی مشهود است.
در انتخابات سال88به دلیل عملکرد نامطلوب و یا بهتر بگوییم خصمانه برخی افراد این زمینه بیش از پیش برای دول غربی خاصه انگلستان، آمریکا و رژیم صهیونیستی، فراهم شد و توانستند با سو استفاده از شرایط بر جریان سوار شوند و با موجی رد کشور راه بیاندازند که مقام معظم رهبری از آن به عنوان فتنه یاد کردند.
در ادامه این شرایط و روشن شدن چهره این دولت ها به مردم ایران و با روشنگری های مسولین و در راس آنها مقام عظمای ولایت شرایط به گونه ای دیگر رقم خورد و مردم در حماسه نهم دی نشان دادند که کماکان بصیرت لازم را دارند و اجازه نمی دهند کسی در اراده آنها خللی وارد کند. امروز پس از دو سال از حماسه نهم دی دشمنان به بی نتیجه بودن تلاش های خود پی برده اند و امروز از ادعاهای آنها مبنی بر عدم قبول دولت و نظام ایران خبری نیست و همگی در هر اقدامی سیاسی گوشه چشمی به ایران دارند و واکنش های ایران را ارزیابی می کنند.
امام خامنه ای علمدار انقلاب اسلامی
روز چهاردهم 1368 ، مجلس خبرگان رهـبـر تشكیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینی تـوسـط حضرت آیـت الله خامنه ای كه دو ساعت و نیـم طـول كشید ، بحث و تبـادل نظر برای تعییـن جانشینـی امام خمینـی و رهبر انقلاب اسلامـی آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـت الله خامنه ای ( رئیـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمینـی ـ سلام الله علیه ـ و از چهره های درخشـان انقلاب اسلامـی و از یـاوران قیـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازی كرده بود ، به اتفاق آرا برای ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد . سالها بـود كه غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام مایـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را می دادند .مجلس خبرگان در 14 خرداد 68 به اتفاق آرا، ایشان را برای رهبری انقلاب اسلامی و امت بزرگ اسلام انتخاب نمودند و تا امروز با صلابت و نورانیت انقلاب اسلامی را به سمت همان اهداف وصولی که امام بزرگوار ترسیم فرموده بودند، هدایت نموده اند و به لطف الهی تا ظهور صاحب اصلی انقلاب، حضرت بقیه الله الاعظم، ارواحنا له الفدا با قدرت و محبوبیت روز افزون آن را هدایت خواهند فرمود.
نهضت امام خمینی
روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا
ریـشـه در بینـش اعـتـقـادی و تربیت و محیط خانـوادگی و شرایط سیـاسی و اجـتماعی
طـول دوران زندگی آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـی آغـاز
و سیـر تكاملی آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحی و عـلمی ایـشان از یكـسـو و
اوضاع و احـوال سیاسـی و اجتماعی ایـران و جـوامع اسـلامـی از سـوی دیگـر در
اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجرای انجمـنهای
ایالـتی و ولایـتی فرصـتـی پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت
ایـفای نقـش كنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـام سراسری روحانیت و ملت ایـران در 15
خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـی برجستـه یعنی رهـبری واحد امام خمیـنی و اسلامـی
بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـای قیام، سرآغـازی شـد بر فـصـل نـویـن
مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامی در جهان شناخـتـه و معرفـی
شـد. در چنینـی شرایطـی روحانیت ایران كه پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگنای
هجـوم بی وقـفـه دولتهـای وقت و عـمال انگلیسی از یكـسو و دشمـنیهای غرب باختگان
روشنفـكر مـآب از سـوی دیگر قـرار داشت برای دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت
خـویـش بـه تكاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمی حاج شیخ عـبدالـكریـم حایری بـه
دعـوت علمای وقت قـم از اراك به ایـن شهـر هجرت كرد واندكـی پـس از آن امـام
خـمیـنی كه با بـهـره گیری از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتی و سطـوح
حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ك با سـرعـت طی كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا
در تـحكیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشاركـتی فعال داشت.
زمان
چندانـی نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلای برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و
فقه و اصـول شنـاخته شـد. امام خمینی در تمام دوران پـس از
تـبـعید، علیرغـم دشواریهای پدید آمـده، هیچگاه دست از مبارزه نـكـشیـد، وبـا
سخنـرانیها و پیامهـای خـویـش امیـد به پیـروزی را در دلها زنـده نگـاه می داشت .اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد.
هر كس كه می شنید اشك شوق فرو می ریخت. مردم 14 سال انتظار كشیده بـودنـد. امام
خمینی هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـی بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و
در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـرای تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را
در آماده ملاقات عزیزی می كرد كه تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف كرده بـود و
قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتی خـم نشده ، و چشـمانش جز برای او
گریه نكرده بـود .
یكـی
از غزلیاتـ امام خمینـی كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است:
سالها می گذرد حادثه ها می آید انتظار فرج از نیمه خرداد كشم
ساعت
20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود .
قــلبـی از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده
بـود در آخرین شب زندگی و در حالی كه چند عمل جراحی سخت و طولانی درسن 87 سالگی
تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهای مباركـش وصل بـود نافله شب می
خـواند و قـرآن تلاوت مـی كرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشی ملكـوتـی داشـت و
مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـی كـرد و بـا چنیـن حــالتی
بـود كه روحـش به ملكـوت اعلی پرواز كرد . وقتی كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ،
گـویـی زلزله ای عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه
كانـونهایـی كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـی آشـنا بـودنـد یــكپارچه
گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـی قـادر نیست ابعاد حـادثه را
و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.
وهب نصرانی
وهب نصرانی بود، اُموهب هم که مادر وهب است، نصرانی بود؛ اینها به دست امام حسین(علیهالسلام) اسلام آوردند. روز عاشورا وهب حدود هفده روز بود که با همسرش ازدواج کرده بود. در تاریخ مینویسند مادر رو کرد به پسرش و گفت مگر وضع امام حسین را نمیبینی؟! برو پسر پیغمبر را یاری کن! دقت کنید که اینها جزء اردوگاه امام حسین(علیهالسلام) نبودند، بلکه خودشان آمده بودند. مادر اصرار میکرد که برو، امّا همسرش ممانعت میکرد و میگفت نرو! حتی تعبیراتی از مادرش هست که برو، روز قیامت رسول خدا تو را شفاعت میکند!همسر وهب به او گفت که من به یک شرط حاضرم که تو بروی؛ وهب گفت چه شرطی؟! گفت من و تو با هم پیش امام حسین برویم، من حرف دارم؛ در آنجا حرفهایم را میزنم، بعد اگر خواستی بروی، برو. خلاصه این دو جوان خدمت امام حسین(علیهالسلام) آمدند و وارد خیمه حضرت شدند. وهب گفت آقا، من میخواهم به میدان بروم، امّا همسرم مانع میشود! همسرش هم گفت بله، من مانع میشوم!بعد به امام حسین گفت من خدمت شما آمدم برای این که با دو شرء اجازه دهم که وهب به میدان برود و شما باید این دو شرط را ضمانت کنید. اوّل اینکه میدانم اگر وهب برود، شهید میشود. امّا من یک زن جوان و تنها در این بیابان هستم؛ میخواهم در این بیابان تنها نباشم و پیش بیبیها و خاندان شما بیایم؛ شما این را ضمانت کنید! دوم اینکه من میدانم همسرم شهید میشود و روز قیامت به بهشت میرود؛ باید اینجا پیش شما قول بدهد که من را فراموش نکند و با هم به بهشت برویم. مینویسند: فَبَکَی الحُسَینُ(علیهالسلام). امام حسین شروع کرد هایهای گریه کردن. بعد هم حضرت هر دو شرط را ضمانت کرد و فرمود وهب که شهید شد، تو بیا پیش این بیبیها باش؛ روز قیامت هم من آنجا هستم و شفاعت میکنم.وهب به میدان رفت؛ طولی نکشید که یک دست وهب قطع شد. اینجا بود که همسر وهب خودش بین آن جمعیّت وارد میدان شد و شروع به حمله کرد. وهب به او گفت چه شد؟! تو که نمیگذاشتی من به میدان بیایم! حالا خودت آمدی؟! همسرش گفت مگر نمیشنوی امام حسین چه دارد میگوید؟ میگوید: «هَلْ مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ یَخَافُ اللَّهَ فِینَا هَلْ مِنْ مُغِیثٍ یَرْجُو اللَّهَ فِی إِغَاثَتِنَا». مگر نمیبینی حسین داد غربت سر میدهد؟ میگویند اینجا وهب صدایش بلند شد: یا حسین! به داد من برس! اینها را چه کار کنم؟! دستِ دیگر وهب هم قطع شد. مادروهب عمود خیمه را گرفت و وارد میدان شد؛ اینجا بود که امام حسین رو کرد به او و گفت: إرجِعِی ألَی النِّساءِ رَحِمَکِ اللهُ...
از همراهان حسین بن علی در واقعه کربلا بود.حر از خاندان معروف عراق و از رؤسای قبایل کوفیان بود.به درخواست ابن زیاد، برای مبارزه با حسین فراخوانده شد.او به سرکردگی هزار سوار برگزیده گشت. گفتهاند وقتی از دارالاماره کوفه، با ماموریت بستن راه بر حسین بیرون آمد، ندایی شنید که: ای حر!مژده باد تو را بهشت ...
در منزل قصر بنی مقاتل یا شراف، راه را بر حسین بست و مانع از حرکت او به سوی کوفه شد. کاروان حسین را همراهی کرد تا به کربلا رسیدند و حسین در آنجا فرود آمد. حر وقتی فهمید کار جنگ با حسین بن علی جدی است، صبح عاشورا به بهانه آب دادن اسب خویش، از اردوگاه عمر سعد جدا شد و به کاروان حسین پیوست
توبه کنان کنار خیمههای حسین آمد و اظهار پشیمانی کرد، سپس اذن میدان طلبید. حر با اذن امام حسین به میدان رفت و در خطابهای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود:
انی انا الحر و ماوی الضیف اضرب فی اعناقکم بالسیف
عن خیر من حل بارض الخیف اضربکم و لا اری من حیف
که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را «حر» گذاشتهاست، حر و آزادهای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! «انت الحر کما سمتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة» و دست بر چهرهاش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنیتمیم او را در فاصله یک مایلی از حسین دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، بیرون کربلا در جایی که در قدیم به آن نواویس میگفتهاند.
او شجاعترین امت حضرت محمد
(ص ) بود و شجاعت حضرت محمد و حضرت على در ایشان جمع بود.خداوند در تربت ایشان
شفا، و در داخل حرم امام حسین استجابت دعا را قرار داده است .
پیامبر در حقش فرمود: احب اللّه مَن احب حسینا یعنى :
خداوند دوست میدارد کسى را که حسین را دوست بدارد. پیامبردر حق او و
برادر گرامى اش امام حسن
فرمود: دو فرزند من حسن و حسین پیشوایان امت مى باشند خواه زمام امور به دست بگیرند
و یا نگیرند.پس از شهادت امام حسن (ع
) در سال 50 هجرى ،
امام حسین عهده دار امر امامت گردید. معاویه پس از بیست سال حکومت ظالمانه و قتل و کشتار شیعیان به
ویژه، در سال 60 هجرى مرد و بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن، پسرش یزید را به
جاى خود قرار داد. یزید فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود. او علناً
مقدسات اسلامى را زیر پا مى گذاشت و
آشکارا شراب مى خورد. امام حسین علیه السلام از
همان آغاز کار با او به مخالفت برخاست .
یزید نامه اى به حاکم مدینه نوشت و به او
دستور داد که از امام حسین براى یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر نشد او را به
قتل برساند. واقعه کربلا گرچه از نظر زمان کوتاه بود و تنها یکروز از صبح تا عصر
به طول انجامید اما لحظه
لحظه آن درس شهامت و ایثار و فدا کارى ، ایمان و اعتقاد و اخلاص بود. واقعه کربلا
دانشگاهى است که از طفل شیرخوار تا پیرمرد محاسن سفیدش به بشریت درس آزادگى مى
آموزد. خون هاى مطهر امام حسین (ع ) و یارانش به اسلام حیات تازه بخشید و زمینه
سرنگون شدن دودمان فاسد اموى را فراهم آورد.امام حسین علیه السلام روز دهم محرم سال
61 هجرى ، در سن 57 سالگى در کربلا به شهادت رسید. مرقد ایشان و برادر فداکارش
اباالفضل و فرزندان و یارانش در شهر کربلا در عراق قرار دارد.
خداوند اراده کرد تا در زمین خلیفه و
نمایندهای که حاکم زمین باشد قرار دهد، چرا که خداوند همه چیز را برای انسان
آفریده است. موقعیت و لیاقت انسان را به گونهای قرار داده تا بتواند به عنوان
نماینده خدا در زمین باشد.خداوند قبل از آن که آدم (ع) پدر انسانها را به عنوان
نماینده خود درزمین بیافریند، این موضوع بسیار مهم را به فرشتگان خبر داد. فرشتگان
با شنیدن این خبر سؤالی نمودند که ظاهری اعتراض گونه داشت و عرض کردند:
پروردگارا! آیا کسی را در زمین قرار
میدهی که فساد را می
اندازد وخونریزی می کند.
این ما هستیم که تسبیح و حمد تو را به
جا میآوریم، بنابراین چرا این مقام را به انسان گنهکار میدهی نه به ما که پاک و
معصوم هستیم؟خداوند در پاسخ آنها فرمود: من حقایقی را میدانم که شما نمیدانید.خداوند
همه حقایق، اسرار و نامهای همه چیز (و استعدادها و زمینههای رشد و تکامل در همه
ابعاد) را به آدم آموخت.آن گاه خداوند آن حقایق و اسرار را به
فرشتگان عرضه کرد و در معرض نمایش آنها قرار داد و به آنها فرمود: اگر راست میگویید
که لیاقت نمایندگی خدا را دارید نام اینها را به من خبر دهید، و استعداد و شایستگی
خود را برای نمایندگی خدا در زمین، نشان دهید.به این ترتیب فرشتگان که به لیاقت و
برتری آدم نسبت به خود پیبرده و
پاسخ سؤال خود را قانع کننده یافتند، به عذرخواهی پرداخته، و دریافتند که خداوند
میخواهد انسانی به نام آدم بیافریند که سمبل رشد و تکامل، و گل
سرسبد موجودات است، و ساختار وجودی او به گونهای آفریده شده که لایق مقام
نمایندگی خدا است.
چگونگی توبه حضرت آدم
پس از آن که آدم و حوّا از آن درخت ممنوع خوردند و بر اثر این گناه (ترک اولی) از آن همه نعمتها و آرامش بهشتی محروم گشتند، به طور سریع به اشتباه خود پی بردند و توبه کردند. به گناه خود اقرار نمودند و از درگاه الهی طلب رحمت کردند.خداوند به آنها فرمود: از مقام خویش فرود آیید، در حالی که بعضی از شما نسبت به بعضی دیگر دشمن خواهید بود (شیطان دشمن شما است و شما دشمن او) و برای شما در زمین قرارگاه و وسیله بهره گیری تا زمان معینی است، در زمین زنده میشوید و در آن میمیرید و در رستاخیز از آن خارج میشوید. به این ترتیب آدم و حوّا به زمین آمدند و گرفتار رنجهای زمین شدند، ولی توبه حقیقی کردند و خداوند توبه آنها را پذیرفت.خداوند مهربان به آدمو حوّا لطف کرد و کلماتی را به آنها آموخت تا آنها در دعای خود آن کلمات را از عمق جان بگویند و توبه خود را آشکار و تکمیل نمایند.و در روایت امامان و اهلبیت (ع)چنین آمده: آدم سربلند کرد و عرش خدا را دید، که در آن نامهای ارجمندی نوشته شده بود، پرسید این نامهای ارجمند از آن کیست؟ به او گفته شد: این نامها نام برترین خلایق در پیشگاه خداوند متعال است که عبارتند از: محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین (ع) آدم برای پذیرش توبهاش، به آنها متوسل شد و خداوند به برکت وجود آنها، توبه او را پذیرفت.